مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
امشب شب میلاد آن نور خداییست کار تمـامی جهـان امشب گـداییست حـالا اگر بیـگـانه هم هـستی بـیا تـوُ این خـانه از اول سرای آشـناییست در امتحان عاشقی دلها محک خورد این آزمون امشب شده بر پا! نهاییست میخـوانم از روی شعـف آیـه به آیه مولود قرآنی ما چون هلاتی ییست حـتی اگـر از زائـران مـشـهـدم مـن اما دلم حال و هوایش سامـراییست حُسن خـدا حِصن حَصین آمد به دنیا باید گلافـشانی کنیم امشب جهان را باید وداعش کرد این فصل خزان را در عمق چشمهای نرگسوار مستش باید بـبـیـنی از کران تا بیکـران را توفیق اگر شد شاملت در صف بیا تا نوبت اگر شد هدیه گـردانیم جان را شکرانه چند رکعـتی با مهـر تربت! باید جـلـو انـداخـت یک ذرّه اذان را حالا اگر اشکی سرازیر است یکسر بـایـد بـدانـیـم قـدر ایـن آب روان را آن مـهلـقـای مـهجـبـیـن آمـد به دنـیـا زیبا نسیمی در فضای دل وزیدهست از آسمانها تا زمین نوری رسیدهست دیگر چرا از گفتنش باید حذر کرد؟ حالا که لحظه لحظۀ خوب سپیدهست! در آیـنـه عـکـس امـام مـجـتـبـی بود چونکه خدا از نو حسن را آفریدهست این چـشمهای من نفـس دیگر ندارند دل در میان سینه از بس هی تپیدهست دیـــوانــهام دیـــوانــهام دیـــوانــۀ او کار جنون من عجب بالا کـشیدهست نور سـمـاوات و زمـین آمـد به دنـیا رفته به رفته وقت ما دیگر تمام است اما شروع لحـظههای این امـام است مستم وَ هـوشیاری نمیدانم وَ اکنون جز باده هر چیزی به من امشب حرام است الـحـمـدلله آن پـرسـتــویـی شـدم مـن که تا ابد مأوای او بر روی بام است وقتی که محو لیل گیسویش شدم من دیگر سحر حتی برایم عین شام است حرز امام عـسکـری روی لبم هست حرزی که بر روی لبم دائم، مدام است نـور الیـقـین حق الیـقـین آمـد به دنیا |